حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
553
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
نور الله خان را هم مختار كردم در اينكه پيش دست خودم بماند ، يا به تهران بيايد و حساب سنهء ماضيه را پرداخته و در كار حساب هذالسنه و كارهاى دفترى كه در تهران داريم ، وكالت كند . در هردو صورت ، سالى دو هزار تومان از جيب خودم به مشار اليه مىدهم كه رشتهء ميان من و اين طايفه را قطع نكند . عجالتا باترتيبى كه پيش آمد ، مختصرى نوشتم ، غير از آن علاجى نداشتم . پنجشنبه 28 ربيع الاول 1318 قمرى هو فرزندجان شب چهارشنبه 27 تلگرام قبول اجراى عقد رسيد ، فورا جواب نوشتم و يقين دارم ديروز كه چهارشنبه بوده است ، اين عقد انجام شده است « 27 » . خيلى نگرانى داشتم كه مبادا از تعويقش يك مشكلى حاصل شود . در طى نوشتجات ، به زبان و بيان خوشى به حاجى صباح السلطنه در اين مسأله و در فرستادن آذربايجان فرزندى ، نصيحت نوشتم ؛ دور نيست اثرى بكند . مىدانم قريب ظهر ، پست تهران مىرسد و نوشتجات شما مطالبى خواهد داشت كه هريك جوابى لازم دارد . آنچه از اين طرف به نظر مىرسد ، مىنويسم كه موجود باشد ، اگرچه بىحاصل است . كار بىترتيب و زمين ماندن ماليات ، مرا خسته كرده است . كار قرض از حد گذشته است . پنجاه هزار تومان از بانك به ضمانت صدر اعظم قرض كرده بودم ، تا حال سى هزار تومانش از مصرف سيورسات ملتزمين ركاب « 28 » رفته است و باز هم خواهد رفت . قريب ده هزار تومان حوالجات متفرقه است . حتى در ورود پطر « 29 » ، جهت نذورات حواله فرمودند . نمىدانم چه چاره كنم . از ديروز كه تفويض عمل ماليه به مشير نظام شده است ، نشستهام حساب كردهام ، بيست هزار تومان بايد عوض قيمت سيورسات اردو قرض كنم بدهم كه ، به ارباب حقوق برسد . چهل هزار تومان هم قيمت جنس است كه آخر سال بايد از خبازخانه وصول شود ، يعنى تا جوزاى آتيه ، اقلا نصف آن را بايد قرض كرد و داد كه ساكت شوند . هشتاد هزار تومان هم كرايهء جنس انبار است كه نصف آن بايد موجود باشد تا جنس را تحويل انبار كنند ، فورا كرايه را بايد بدهند . ملاحظه كنيد ، هيچ ديوانهاى چنين كارى مىكند كه صد هزار تومان براى دولت ورشكستهاى كه بيست و چهار كرور مقروض است و باز اين خرجهاى بيهوده را مىكند ،
--> ( 27 ) - منظور عقد ازدواج پسر سعد الملك است . يكى از مسائلى كه سفر رضا قلى خان به تهران را موجب شده بود ، همين ازدواج بود . ( 28 ) - منظور آن تعداد از ملتزمين مظفر الدين شاه است كه در طى سفر رضا قلى خان به تهران را وى ، در تبريز باقى ماندند . پرداخت حوالجاتى كه شاه براى اين عده مىفرستاد و تأمين مسكن و توشهء ايشان در طى آن مدت ، موجب اشكالات بسيارى براى حسين قلى خان شد . جهت اطلاع بيشتر ، به خاطرات حسين قلى خان مندرج در باب اول رجوع كنيد . ( 29 ) - مقصود ورود مظفر الدين شاه به پطرگراد است .